الفيض الكاشاني

189

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نكوهيده است دوستى مال و مقام است نه به دست آوردن مال به اندازهء لازم بدون دوستى مال و تعصّب نداشتن . در روايات اسلامى وارد شده است كه : « همانا بهترين وسايل نزديكى به خدا ، دوستى براى خدا و دشمنى براى خداست . » « 115 » « و همانا دين دوستى و دشمنى است . » « 116 » و روايات ديگرى كه به اين مضمون رسيده است . امّا راجع به شب زنده‌دارى در تنهايى روايت شده كه « شيطان در وقتى كه آدمى تنهاست بر او جرىتر است و بيشتر به او مىپردازد . » « 117 » و امّا در مورد اكتفا كردن به يك كلمه در وردها پس در فضيلت تلاوت قرآن و دعا وارد شده است كه « هستهء عبادت خالص نيايش است » « 118 » و حاجت را بايد از خدا خواست . علاوه بر آن رواياتى در فضيلت نماز جمعه و جماعت و بركت ديد و بازديد و اجتماعات وارد شده است و در حديثى كه شيعه و سنّى بر آن اتفّاق نظر دارند آمده است : « رهبانيّت و گوشه‌گيرى در اسلام نيست . » « 119 » و اين كه « رهبانيّت امّت من روزه است . » « 120 » و در حديث ديگرى است : « رهبانيّت امّتم نشستن در مسجدهاست . » « 121 » و ديگر رواياتى كه مخالف با راه و روش اين گروه است . پس اين بدعت گذاران جهل و بىادبى نسبت به خدا و رسول خدا را با هم جمع كرده‌اند ، امّا نادانى آنها از آن جهت است كه حكمت اوامر و نواهى

--> ( 115 ) كلينى در كافى ، ج 2 ، ص 126 ، با اختلاف عبارتى كمى روايت كرده و ابو داود در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 504 ، نقل كرده است . ( 116 ) برقى در محاسن حديث صفحهء 263 نظير آن را روايت كرده است . ( 117 ) كلينى در كافى ، ج 6 ، ص 533 ، روايت كرده است . ( 118 ) ترمذى در ( سنن ) ، ج 12 ، ص 266 از حديث انس روايت كرده و تعبير از دعا به ( مخّ ) كه خالص هر چيزى است براى اين است كه حقيقت عبادت خضوع و اظهار ذلّت است كه نتيجهء دعاست و در كافى ، ج 2 ، ص 467 است « انّ الدعا هو العبادة ، دعا همان عبادت است » و نيز ابن ماجه ( در سنن ) ، به شمارهء 3828 روايت كرده است . ( 119 ) به بحار ، ج 15 ، جزء 2 ، ص 52 رجوع كنيد و احمد در مسند ، ج 6 ، ص 226 چنين روايت كرده « ان الرهبانيّة لم تكتب علينا » . ( 120 ) به اين صورت در مأخذى دست نيافتم بلكه احمد ( در سنن ) ، روايت كرده است « خصى امّتى الصيّام و القيام ، اختگى امّتم روزه و نماز است » ( 121 ) بغوى در مصابيح ، ج 1 ، ص 49 از حديث عثمان بن مظعون روايت كرده است .